×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱ اردیبهشت - ۱۳۹۷  
true
false

پرواز در بیکران

اشعار برگزیده جشنواره شعر ، خاطره نماز و نیایش

بهمن ۹۴

گیسوی سرو

باد همسفره ی خیابان بود ، مرد در ابتدای میدان بود

اول راه گفت “بسم الله ” در خیالش خزان گلستان بود

بانگی از دور دست می آمد : “فاتقوالله يا اولی الباب ” ۱

مرد می رفت در مسیری که ، گیسوی سرو ها پریشان بود

دید آتشفشان رسیده به شهر ، بانگی از دور گفت ” یوم عظیم “۲

” قل هو الله “۳ گفت و زانو زد ، آه … وقت گذشتن از جان بود

در تلاقی آب و آتش گفت ” فقنا ربنا عذاب و النار ” ۴

ذکر ” الله اکبرش ” انگار ، تیر آخر به قلب شیطان بود

” قل اعوذ ُ برب  … ” بر لب داشت ، کور سوی چراغ در شب داشت

یک طرف شاخه های سرخ “زقوم” ، یک طرف باغ های “رضوان”  بود

خواست از پرده ها عبور کند ، گفت ناگه فرشته ای از دور

“فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ” ۵ ، ماه در آفتاب پنهان بود

یادش آمد شفاعت آزاد است ، زیر لب گفت “یا محمد” و بعد

گفت “تبت یدا ابی لهب”۶ و … دید راه نبی چراغان بود

گفت : یا حیدر و … دلش لرزید ، دید راه بهشت از نجف است

“رضی الله عنهم “۷ این طرف است ، این مقام امیر مردان بود

دید نوری نشسته با تکریم ، ماه و خورشید غرق در تعظیم

بانگی آمد به سوی “نور عظیم ” ، آیه های نخست انسان بود

سوی معراج عاشقی می رفت ، با قدم های عاشقانه  شکفت

” و ید الله فوق ایدیهم ” ۸ ، دید در کوچه حرف باران بود

مرد عاشق شد و به سجده نشست ، دلش و بغضش عاشقانه شکست

مرد از کرده هاش می ترسید ، مرد از زندگی پشیمان بود

بر لبش ذکر توبه بود انگار ، در نگاهش فرشته می چرحید

گفت “ایاک نعبد” ۹ و … خوابید ، باد همسفره ی خیابان بود

شاعر:  علی سلیمانی  رتبه دوم

—————————————————-

۱ – مائده (۱۰۰) / ۲ – مطففین (۵) / ۳ – توحید (۱) / ۴ – آل عمران (۱۹۱)

/ ۵ – احزاب (۵۳) / ۶-  تبت (۱) / ۷ – توبه (۱۶۱) / ۸ – فتح (۱۰ )/ ۹ – فاتحه (۵)

ستاد اقامه نماز استان کرمانشاه

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


false